بـاز گشتن (محمدسعید حسن)

شعری زیبا از شاعر كرد محمدسعید حسن

بـاز گشتن

 محمدسعید حسن

برگردان: كریم تاقانه

 

باز می‌آیم و نه پاهایم، قلبم را

بر خاك پاكت می‌نهم،

باز می‌آیم و تمامی قامتت را می‌بوسم

از فرق سر تا دامنت،

باز می‌آیم و آنقدر برای دیدارت

پریشانحال و آرزومندم

با رگبار اشكهایم ... ...

←

ادامه نوشته

دوو شعر زیبا از لطیف هلمت (کتـاب- رود آتش)

دو شعر زیبا از لطیف هلمت

له‌تیف هه‌ڵمه‌ت

برگردان: كریم تاقانه(سوئد)

کتـاب

مادرم می‎گفت: در بچگی نیز
کتابی
و جغجغه‎ای طلائی را به تو دادیم..
جغجغه را با پاهایت شکستی و
کتاب را
تند و محکم
در آغوش خویش فشردی!

... ...

   ←

ادامه نوشته

سـفــر (محمد سعید حسن)

سـفــر

از: محمد سعید حسن

ترجمه: كریم تــــاقـــانـه

 

هر گاه

دیــاری، سرزمینی را جا می‌گذارم،

هر گاه

می‌رسم به دیـاری، سرزمینی،

خیل اندوه

می‌رسد به منزل درونم..

تا كنون در آن همه ایستگاهها

تمامی آن گاراژ و بندر و فرودگاهها

نه زیباروئی آمده

با دسته بوسه‌ئی بدرقه‌ام كند

... ... ←

ادامه نوشته