رئوف بیگرد(سه داستان كوتاه)
سه داستان كوتاه
همواره توی چمدانش زندگی می كرد!
از: رئوف بیگرد
ترجمه از كوردی: كریم تاقانه

(تقدیم به دوست عزیزم جلیل الیاسی!)
* ((رئوف بیگرد)) در سال 1944 میلادی در شهر كركوك چشم به جهان گشود. در سلیمانیه تحصیلاتش را به پایان رساند و آموزگار ابتدایی شد. در ابتدای دههی هفتاد میلادی به طور جدی به داستان نویسی روی آورد.
((رئوف بیگرد)) آثار عدیدی را به چاپ رساندهاست. ((بیگرد)) اینك در سلیمانیه زندگی میكند و به كار نویسندگی مشغول است..
1ـ نویسنده
چراغی كم نور، مركبی كم رنگ، قلم خودنویسی نوككج كه مرتب میایستاد، چند قطعه ورق خاكستری رنگ چین و چروك شده، همه امید فقیرانهی شبهایش بود. هنگام نوشتن، چراغ تبدیل میشد به خورشیدی، قلم به نیزه، مركب به خون شهید، ورق به برگ درخت و خودش نیز سلطان جهان...
... ...←



" ئهوهی که دوێنێ نووسیم، ئهمڕۆ نایخوێنمهوه و سبهینێیش ئهمه ناخوێنمهوه. من دهنووسم ههتا دهستم بجووڵێنم، بیرم ههر خۆی بۆ خۆی دهجووڵێ؛ دهنووسم ههتا سهعاتێکی بێخهوی بکوژم." دوکتۆر گلاس