رئوف بیگرد(سه داستان كوتاه)

سه داستان كوتاه

همواره‌ توی چمدانش زندگی می كرد!

از: رئوف بیگرد

ترجمه از كوردی: كریم تاقانه

ڕه‌ووف بێگه‌رد

 

(تقدیم به دوست عزیزم جلیل الیاسی!)

 

* ((رئوف بیگرد)) در سال 1944 میلادی در شهر كركوك چشم به جهان گشود. در سلیمانیه تحصیلاتش را به پایان رساند و ‌‌آموزگار ابتدایی شد. در ابتدای دهه‌‌ی هفتاد میلادی به طور جدی به داستان نویسی روی ‌‌آورد.

((رئوف بیگرد)) ‌‌آثار عدیدی را به چاپ رسانده‌است. ((بیگرد)) اینك در سلیمانیه زندگی می‌كند و به كار نویسندگی مشغول است..


1ـ نویسنده

 چراغی كم نور، مركبی كم رنگ، قلم خودنویسی نوك‌كج كه مرتب می‌ایستاد، چند قطعه ورق خاكستری رنگ چین‌ و چروك شده، همه امید فقیرانه‌ی شب‌هایش بود. هنگام نوشتن، چراغ تبدیل می‌شد به خورشیدی، قلم به نیزه، مركب به خون شهید، ورق به برگ درخت و خودش نیز سلطان جهان...

... ...←

ادامه نوشته

قبــاد جلی‌زاده(گــرم شدن)

گــرم شدن

 قبــاد جلی‌زاده

برگردان: كریم تـاقانـه‌ (سوئد)

image

 

 

 

 

برف بود.. كه پستان خزید زیر چترم.

نوكهای گرمش را بر نرمه‌ی گوشهایم سایید و

زیر گوشم گفت:

 

 

چترت را ببند.

دستت را از جیبت بیرون بیار.

پالتوت را در آر.

شال گردنت را دور بیانداز.

دستكشهایت را بسوزان.

... ...←

ادامه نوشته

قباد جلی‌زاده (گـالری پستان)

گـالری پستان

 قباد جلی‌زاده

برگردان: كریم تاقانه

 image

1

پستانهایت

پیا پی

قطره.. قطره..

به دهانم می‌چكد،

با اینهمه

نه پستانهایت كوچك می‌شوند و

نه سیر می‌شود دهان من!

 

2

پستانهایت

دو خرگوش چاق‌ و چله‌ی گرسنه‌اند و

انگشتانم

ده تا هویج تـر!

 

3

پستانهایت

كشتزاری مین و

... ...←

ادامه نوشته

زنی همیشه‌ عریان(قباد جلی زاده)

زنـی

همیشه‌ عــریــان..

قباد جلی زاده

ترجمه از كردی: كریم تاقانه

 زنی عریان

درون بانكی رفت..

كلیدها تبدیل شدند به ریزش شعاع و

گاو صندوقها طاق باز شدند.

 

زنی عریان

میان باغچه‌ای رفت..

گنجشكها 

عریان

برایش آواز خواندند و

غنچه‌ها

پستان بندهایشان را دور انداختند.

 ... ...

ادامه نوشته