بـاز گشتن (محمدسعید حسن)
شعری زیبا از شاعر كرد محمدسعید حسن
بـاز گشتن
محمدسعید حسن
برگردان: كریم تاقانه
باز میآیم و نه پاهایم، قلبم را
بر خاك پاكت مینهم،
باز میآیم و تمامی قامتت را میبوسم
از فرق سر تا دامنت،
باز میآیم و آنقدر برای دیدارت
پریشانحال و آرزومندم
با رگبار اشكهایم
پاك میشویم رخسارهی اولین خرسنگت را.
باز میآیم و از آب سرچشمهات
تشنگی سالهای غربتم را فرو مینشانم،
باز میآیم و با شانهی پلكهایم
كاكل بوتههایت را شانه میزنم.
باز میآیم و از تپهها و كوههایت بر میآیم و
تمامی شهرها و روستاهایت را میگردم.
باز میآیم و آنقدر ماندهام
یك سنگت را بالین میكنم و
آسوده میخوابم.
باز میآیم و روح پر از حسرتم را
بر در و دیوارت میسایم.
+ نوشته شده در Tue 8 Apr 2008 ساعت 16:55 توسط كـریــم تــاقــانـه
|
" ئهوهی که دوێنێ نووسیم، ئهمڕۆ نایخوێنمهوه و سبهینێیش ئهمه ناخوێنمهوه. من دهنووسم ههتا دهستم بجووڵێنم، بیرم ههر خۆی بۆ خۆی دهجووڵێ؛ دهنووسم ههتا سهعاتێکی بێخهوی بکوژم." دوکتۆر گلاس