گـالری پستان

 قباد جلی‌زاده

برگردان: كریم تاقانه

 

1

پستانهایت

پیا پی

قطره.. قطره..

به دهانم می‌چكد،

با اینهمه

نه پستانهایت كوچك می‌شوند و

نه سیر می‌شود دهان من!

 

2

پستانهایت

دو خرگوش چاق‌ و چله‌ی گرسنه‌اند و

انگشتانم

ده تا هویج تـر!

 

3

پستانهایت

كشتزاری مین و

انگشتانم

دسته‌ای پیشمرگ!

 

4

كدامینتان عزیزترید..

تو یا كه مادرم؟!

او با پستانهایش بزرگم كرد و

تو نیز با پستانهایت باز كودكم می‌كنی!

 

5

پستانهایت

دو نارنجكند از دنبه

كه همواره

انگشتانم را تهدید می‌كنند!

 

6

پستانبند اگر

پر و بال پستان را نمی‌بست،

همه‌ سحرگاهان

با دسته‌ای كبوتر

به دوردستها به پرواز در می‌آمد و

عصرها نیز

خسته‌ی خسته

باز می‌گشت به لانه‌ی گرم سینه!

 

7

پستانهایت

‌آنقدر انگشتانم را نوك زدند

تا درون پستانبندش انداختند.

پستانبند، زندانی‌ست برای پستان!

 

8

پستانبندت را نگشای..

تا پستانهایت مبدل نشوند به جفتی كبوتر و

خودشان را بر مینای پنجره‌های روحم نزنند!

 

9

به كمین پستان در افتادم..

هر ده انگشتم

شهـید!!

 

10

دیروز پستانهایت

دوو جوجه‌ كبك كوهی بودند..

تا شاهپرشان را كندم

صدها بار به دستانم نوك زدند..

ولی اینك

دو گربه‌ی گرد دست‌‌آموزند..

هر چه‌ نوازششان كنم بیشتر،

بیشتر چشم ‌آرزو را بر هم می‌نهند!

 

11

پستانهایت

دو گنجشك نورسته‌ی گرسنه‌اند..

صدای انگشتان مرا

همین كه می‌شنوند

جیك جیك‌‌كنان

دهان می‌گشایند!!

 

منبع:

سایت كردی "كڵاوڕۆژنه‌"..