سه قطعه شعر از لطیف هلمت
سه قطعه شعر از لطیف هلمت
برگردان: كـریـم تـاقــانـه
1
به دختری چشم آبی
راستی اگر
تمامیِ شیرینیهای زمین
در قطره آبی زلال
ذوب شود
شیرین خواهد بود..
به اندازهی بوسهای؟
راستی اگر
تمامیِ آبیهای آسمان
در رودی کوچک
جمع شود
آبی خواهد بود..
به اندازهی چشمان تو؟
2
جنگ سوم جهانی
جنگل سبزموی شبانگاه
آرام.. آرام
رگهای خویش را با دست چید و
دامنش را
به رودی از آتش زنگار در آورد
آنگاه که دریافت
سپیده دمان
درختانش را قطع میکنند
و برای سومین جنگ
میسازند از آن
قنداقهای تفنگ!..
3
جهان نو
در دستان ستمگران
چاقوی شعله و
در زمین..
زندان میروید.
در دل ما پنجرههای نو.
در زمین
پلیس،
بر روی تنمان
چْماق،
در گردنمان طناب میروید.
در روح ما جهان نو!
+ نوشته شده در Mon 4 Feb 2008 ساعت 21:20 توسط كـریــم تــاقــانـه
|
" ئهوهی که دوێنێ نووسیم، ئهمڕۆ نایخوێنمهوه و سبهینێیش ئهمه ناخوێنمهوه. من دهنووسم ههتا دهستم بجووڵێنم، بیرم ههر خۆی بۆ خۆی دهجووڵێ؛ دهنووسم ههتا سهعاتێکی بێخهوی بکوژم." دوکتۆر گلاس