دو صدا..
از اشعار لطیف هلمت
دو صدا
1- زنگار
آنگاه كه نان در گلوي شير
پنهان شد
تفنگ نشويد،
زنگار ميشويد!
2- واژهي نو
گزمه نيستم
اما
در هر گذرگاهي
واژهاي نو را بيابم
به زنجيرش ميكشم
همچو گناهكاري!
ترجمه: کریم تاقانه
+ نوشته شده در Fri 17 Oct 2008 ساعت 13:13 توسط كـریــم تــاقــانـه
|
" ئهوهی که دوێنێ نووسیم، ئهمڕۆ نایخوێنمهوه و سبهینێیش ئهمه ناخوێنمهوه. من دهنووسم ههتا دهستم بجووڵێنم، بیرم ههر خۆی بۆ خۆی دهجووڵێ؛ دهنووسم ههتا سهعاتێکی بێخهوی بکوژم." دوکتۆر گلاس