چند قطعه شعر از شاعر بلند آوازه لطیف هلمت

ترجمه از كردی: كریم تاقانه

قلب مصنوع

سرزمینی اگر
تبدیل شد به زندان
بسوزانیدش و
سرزمینی دیگر
از خاكستر سبزش
به بار آورید.

قلبی اگر
آشیان عشق به آزادی
نبود
دورش بیاندازید و
به جای آن
قلبی مصنوعی بكارید!..

کله‌

این كله‌ا‏ی ست
یا پایتخت خداهای كهن تاریخ؟!..
این شعری ست
یا طناب دار اعدام
كه خویشتن برای خویش

بافته‌ام..؟!

نی لبك

از شاخه درختی
نی لبكی ساختند
گلایه كرد
از
درد تبری
كه قطعش كرده بود..

ذوب شد
رودی منعقد شده..
زخم در بند بودن خویش را
برای ساحل و درختانش
حكایت كرد..

دل عاشقی را سوراخ كردند
عشق دختری در آن نهان بود
در میعاد و
نهانگاه شب
لبریز شده بود

از بوسه‌ی او..

از استخوان شاعری خانه‌‎بدوش
نی لبكی ساختند
چونان كودكی
شكسته شده باشد
عروسكش
زار زار گریست.. گریستنی قشنگ..

برای وطن..!